در حالی که راهآهن دو برنامه «قطار کامل» و «واگذاری تعمیرات جاری واگنها» را به عنوان محورهای اصلی خصوصیسازی دنبال میکند، بخش خصوصی با وجود نگرانیهایی درباره نقدینگی، تعرفهها و زیرساختهای اجرایی، خود را برای آغاز مرحله تازهای از مشارکت در صنعت ریلی آماده میکند.
در حالی که راهآهن بر اجرای برنامههای خصوصیسازی با محورهای «قطار کامل» و «واگذاری تعمیرات جاری واگنها» تأکید دارد، بخش خصوصی نسبت به زمانبندی اجرا، کمبود نقدینگی و الزامات عملیاتی این طرحها هشدار میدهد. اظهارات حسن صدیقی، مدیرعامل شرکت راهآهن حملونقل، نشان میدهد مسیر خصوصیسازی در راهآهن وارد مرحلهای اجرایی شده؛ مرحلهای که موفقیت آن به تأمین زیرساخت، اصلاح سازوکارهای تعرفهای و همراهی واقعی شبکه ریلی بستگی دارد.
به گزارش تیننیوز، خصوصیسازی در صنعت ریلی در سالهای اخیر همواره یکی از محورهای مورد بحث در سیاستگذاری حملونقل کشور بوده است، اما اکنون به نظر میرسد راهآهن جمهوری اسلامی ایران مصممتر از گذشته، دو برنامه مشخص را به عنوان پیشران این مسیر دنبال میکند: اجرای مدل «قطار کامل» و واگذاری تعمیرات جاری واگنها به بخش خصوصی.
حسن صدیقی، مدیرعامل شرکت راهآهن حملونقل و عضو هیأتمدیره انجمن صنفی شرکتهای حملونقل ریلی، در تشریح این روند با اشاره به شرایط دشوار اقتصادی و عملیاتی شرکتهای ریلی، از عزم راهآهن برای پیشبرد این برنامهها خبر داده است. به گفته او، با وجود تشدید مشکلات نقدینگی و کاهش تنکیلومتر حمل بار در پی شرایط جنگی اخیر، راهآهن همچنان بر اجرای طرح واگذاری تعمیرات جاری تأکید دارد و بخش خصوصی باید خود را برای آغاز این مسئولیت از ابتدای تیرماه آماده کند.
صدیقی تصریح میکند که انجمن صنفی شرکتهای حملونقل ریلی، پس از بروز شرایط جنگی و افزایش نااطمینانیهای اقتصادی، تلاش کرده بود با استناد به مشکلات موجود، اجرای این طرح را به زمان مناسبتری موکول کند تا شرکتها فرصت کافی برای تأمین نقدینگی و آمادهسازی زیرساختهای لازم داشته باشند. او میگوید: «پیش از آغاز جنگ نیز مذاکراتی با راهآهن در جریان بود، اما به دلیل شرایط خاص کشور، انجمن از پیگیری جدی موضوع خودداری کرد تا حساسیتها نسبت به این مسئله افزایش پیدا نکند.»
با این حال، به گفته صدیقی، در شرایط فعلی دغدغههای شرکتها نه تنها کاهش نیافته، بلکه تشدید هم شده است. او به صراحت از کمبود سرمایه در گردش، افت درآمد شرکتهای تعمیراتی ناشی از کاهش تنکیلومتر حمل بار و افزایش شدید هزینههای قطعات و نیروی انسانی به عنوان مهمترین موانع اجرای سریع این سیاست نام میبرد. با وجود این، راهآهن تنها با دو ماه تأخیر در اجرای طرح موافقت کرده و بر این اساس، واگذاری تعمیرات جاری قرار است از ابتدای تیرماه وارد فاز اجرایی شود.
دو برنامه اصلی خصوصیسازی چه هستند؟
بر اساس اظهارات صدیقی، از نگاه مدیرعامل راهآهن، دو محور «قطار کامل» و «واگذاری تعمیرات جاری» مهمترین برنامههای خصوصیسازی این شرکت به شمار میرود. او در این باره میگوید: «مدیرعامل راهآهن دو محور “قطار کامل” و “واگذاری تعمیرات جاری” را به عنوان مهمترین برنامههای خصوصیسازی این شرکت دنبال میکند و از نگاه راهآهن، تعمیرات جاری یکی از تصدیگرایانهترین فعالیتهایی است که باید به بخش خصوصی واگذار شود.»
همین جمله، تصویری نسبتاً روشن از رویکرد جدید راهآهن ارائه میدهد؛ رویکردی که در آن، دولت یا شرکت راهآهن تلاش میکند از نقش اجرایی مستقیم در برخی فعالیتهای عملیاتی فاصله بگیرد و مسئولیت را به بازیگران خصوصی واگذار کند.
۱. قطار کامل
هرچند در اظهارات صدیقی جزئیات اجرایی مدل «قطار کامل» تشریح نشده، اما قرار گرفتن آن در کنار واگذاری تعمیرات جاری به عنوان یکی از مهمترین برنامههای خصوصیسازی، نشان میدهد راهآهن به دنبال افزایش نقش بخش خصوصی در مدیریت یکپارچه حمل، بهرهبرداری و ارائه خدمات کاملتر در زنجیره بار ریلی است. در این مدل، شرکتهای خصوصی به جای حضور محدود در بخشی از فرآیند، سهم بیشتری در راهبری و ارائه خدمت پیدا میکنند؛ موضوعی که میتواند به ارتقای بهرهوری و رقابتپذیری حملونقل ریلی منجر شود، البته به شرط آنکه زیرساختهای قراردادی، تعرفهای و عملیاتی آن به درستی تعریف شود.
۲. واگذاری تعمیرات جاری واگنها
دومین و ملموسترین محور خصوصیسازی، واگذاری تعمیرات جاری واگنهاست؛ موضوعی که اکنون از مرحله بحث و مذاکره عبور کرده و وارد فاز اجرایی شده است. هدف از این برنامه، سپردن یکی از فعالیتهای مهم و مستمر نگهداری ناوگان به بخش خصوصی است؛ فعالیتی که به گفته صدیقی، راهآهن آن را از جمله تصدیگرایانهترین حوزهها میداند و معتقد است باید از بدنه راهآهن خارج شود.
در عین حال، این واگذاری بدون چالش نیست. مهمترین نگرانی مالکان واگن و شرکتهای فعال این بوده که هزینه تعمیرات جاری در تعرفههای رسمی راهآهن دیده نشود و در نتیجه شرکتها نتوانند این هزینه را از صاحبان کالا دریافت کنند. صدیقی در این باره میگوید راهآهن پذیرفته است هزینه تعمیرات جاری در قالب مصوبه هیأتمدیره و بخشنامههای تعرفهای درج شود تا امکان وصول آن برای شرکتها فراهم باشد.
او همچنین از یک سازوکار اجرایی دیگر برای تضمین وصول مطالبات خبر میدهد: در صورت اعلام انجمن درباره شرکتهای بدهکار، راهآهن میتواند از ابزارهای اجرایی خود از جمله محدودیت در صدور بارنامه استفاده کند. این موضوع، از منظر بخش خصوصی، یکی از پیششرطهای مهم برای پذیرش مسئولیت جدید به شمار میرود؛ زیرا بدون تضمین بازگشت هزینهها، اجرای این طرح برای بسیاری از شرکتها از نظر اقتصادی توجیهپذیر نخواهد بود.
سایر ابعاد برنامه واگذاری
بنا بر توضیحات صدیقی، توافقات صورتگرفته تنها به حوزه حمل داخلی محدود نمیشود و قرار است هزینه تعمیرات جاری در حملونقل ترانزیتی و اداری نیز به صورت شفاف تعیین و در چارچوبی مشابه سایر واگنها محاسبه شود. این نکته نشان میدهد که راهآهن درصدد است این برنامه را با نگاهی فراگیر اجرا کند و از بروز ابهام در بخشهای مختلف بهرهبرداری جلوگیری شود.
از سوی دیگر، صدیقی به مسئله مهم دیگری نیز اشاره میکند: پایان قریبالوقوع قرارداد تعمیرات ویژه با شرکتی که هماکنون این مسئولیت را بر عهده دارد. او معتقد است از منظر فنی، عملیاتی و اقتصادی، منطقی آن است که تعمیرات ویژه و تعمیرات جاری توسط یک مجموعه واحد انجام شود. به همین دلیل، به گفته او باید زمینه لازم برای ادغام این دو حوزه و تشکیل یک شرکت توانمند فراهم شود.
این بخش از اظهارات صدیقی، فراتر از یک تصمیم مقطعی، از احتمال شکلگیری مدلی تازه در ساختار نگهداری ناوگان ریلی حکایت دارد؛ مدلی که در آن، بخش خصوصی تنها پیمانکار پراکنده خدمات نیست، بلکه میتواند به یک بازیگر تخصصی و متمرکز در حوزه تعمیر و نگهداری تبدیل شود.
راهآهن چه تصویری از خصوصیسازی ارائه کرده است؟
در کنار اظهارات صدیقی، مواضع اعلامی مدیرعامل راهآهن نیز نشان میدهد خصوصیسازی صرفاً یک شعار در سطح سیاستگذاری نیست و به عنوان بخشی از برنامه تحول در این شرکت دنبال میشود. آنگونه که از نقل قول صدیقی برمیآید، مدیرعامل راهآهن به طور مشخص دو محور «قطار کامل» و «واگذاری تعمیرات جاری» را مهمترین برنامههای خصوصیسازی راهآهن عنوان کرده است.
این نگاه، با رویکردهای مطرحشده در جلسات مدیریتی راهآهن نیز همخوانی دارد؛ جایی که بر افزایش بهرهوری، اصلاح فرآیندها، کاهش تصدیگری، تقویت نقش بخش خصوصی و ارتقای کیفیت نگهداری ناوگان تأکید شده است. در واقع، واگذاری تعمیرات جاری را میتوان بخشی از همین الگوی کلان دانست؛ الگویی که تلاش دارد مسئولیت برخی امور اجرایی را به بخش خصوصی منتقل کند و راهآهن را بیشتر در جایگاه سیاستگذار، تنظیمگر و ناظر قرار دهد.
چالشهای پیش رو
با این حال، عبور از مرحله تصمیمگیری به اجرای موفق، نیازمند حل مجموعهای از چالشهای اساسی است. صدیقی در جمعبندی خود، مهمترین اقداماتی را که باید در کوتاهترین زمان ممکن انجام شود، چنین برمیشمارد:
تأمین نقدینگی
تعیین ساختار مدیریتی
جذب نیروی انسانی متخصص
تنظیم قراردادها با مالکان واگن و تأمینکنندگان قطعات
نهاییسازی توافقنامههای مشارکت
این موارد نشان میدهد که خصوصیسازی در صنعت ریلی، بهویژه در حوزه تعمیرات، صرفاً با صدور یک ابلاغیه یا مصوبه محقق نمیشود. اگر قرار باشد بخش خصوصی مسئولیت بیشتری بپذیرد، باید ابزار، منابع، چارچوب حقوقی و امکان اقتصادی لازم نیز برای او فراهم باشد.
برنامههای خصوصیسازی راهآهن اکنون بیش از هر زمان دیگری به دو محور روشن رسیدهاند: «قطار کامل» به عنوان الگوی گسترش نقش بخش خصوصی در بهرهبرداری و حمل، و «واگذاری تعمیرات جاری» به عنوان گام عملی در کاهش تصدیگری راهآهن در نگهداری ناوگان. اظهارات حسن صدیقی نشان میدهد این مسیر، اگرچه از نظر سیاستگذاری در راهآهن قطعی شده، اما از منظر اجرایی همچنان با دغدغههای جدی بخش خصوصی همراه است.
واقعیت آن است که موفقیت این برنامهها نه فقط به اراده راهآهن، بلکه به زمانبندی مناسب، تضمین بازگشت هزینهها، شفافیت تعرفهای، انسجام قراردادی و تقویت توان مالی و فنی شرکتهای خصوصی بستگی دارد. در غیر این صورت، خصوصیسازی ممکن است از یک فرصت برای ارتقای بهرهوری و کاهش تصدیگری، به فرآیندی پرهزینه و فرسایشی تبدیل شود.
اگر راهآهن بتواند میان اهداف ساختاری خصوصیسازی و واقعیات اقتصادی فعالان صنعت ریلی توازن برقرار کند، دو برنامه «قطار کامل» و «واگذاری تعمیرات جاری» میتوانند به نقطه آغاز فصل تازهای در مدیریت حملونقل ریلی کشور تبدیل شوند؛ فصلی که در آن، بخش خصوصی از حاشیه به متن عملیات ریلی وارد میشود.





